سایت ریاضیات ایران، بزرگترین سایت ریاضی کشور
  • Blog
  • Help
    • About your home page
    • Workflows
  • Sample Layouts
    • Blog
    • Category List
    • Articles
      • Millions
      • Love
      • Joomla
  • Typography
  • سبد خرید
  • استاد برزور
Tehran,Iran
09190248160
info@irmath.com
سایت ریاضیات ایران، بزرگترین سایت ریاضی کشور
  • خانه
  • ورود
  • Categories listing
  • Products listing
  • دبیرستان
  • دبستان
  • سبد خرید
  • ثبت نام
  • دانشگاهی

خانه

Written by مدیریت سایت ریاضیات ایران on 13 مرداد 1397. Posted in فصل اول: مبانی تفکر ریاضی.

نظریه چیست؟

در اين گفتار دائم از «نظريه» سخن گفتيم اما نگفتيم که نظريه چيست؟ به زبان ساده، نظريه مجموعه‌ای از مفروضات اوليه، تعاريف و قواعد استنتاج است. «مفروضات اوليه» گزاره‌هایی هستند که آن نظريه، درستیِ آن را فرض گرفته است. اين گزاره‌ها باورهای اوليه آن نظريه است که بديهی فرض می‌شود. آن نظريه، بدون اثبات آنها را می‌پذيرد. اين گزاره‌ها اصول نظريه ناميده می‌شود. هر نظريه‌ای واضح يا پنهان دارای بديهيات ويا اصول اوليه است. تعداد اصول يک نظريه می‌تواند کم يا زياد باشد و البته هرچه کمتر باشد و افراد بيشتری آنها را پذيرفته باشند، آن نظريه فراگيرتر است.

هر مفهومی که در يک نظريه مورد بحث قرار می‌گيرد يا بايد تعريف شود ويا بايد اصول نظريه توصيفی از آن مفهوم ارائه داده باشند.

قواعد استنتاج مشخص می‌کند که نظريه‌ها چگونه استدلال می‌کنند و چگونه گزاره‌های جدید را از اصول و گزاره‌های قبلی بدست می‌آورند. در اين زمينه اتفاق نظر زيادی وجود دارد و نظريه‌ها روی روش استدلال منطقی مشترکند. به بيان ديگر از زمان ارسطو که منطق را تدوين کرد و به مقابله با سوفيست‌ها پرداخت، قواعد منطقی به عنوان روش صحيح استدلال کردن پذيرفته شد. در دو سده اخير نيز پيشرفت‌های قابل توجهی در منطق ايجاد شد و منطق رياضی يا منطق صوری شکل گرفت. منطق جديد در مفهوم بديهيات با منطق ارسطویی اختلافی بنيادی دارد. در عين حال منطق جديد قواعد استنتاج و روش استدلال منطق ارسطویی را نفی نمی‌کند.

ریاضی, کتاب‌های منطق

ادامه مطلب …
  • بازدید: 4179

Written by مدیریت سایت ریاضیات ایران on 14 مرداد 1397. Posted in فصل اول: مبانی تفکر ریاضی.

تناقض درونی، پایان اعتبار یک اصل بدیهی

ب: اگر با اين ميزان شکاکيت به موضوعات بنگريم ديگر هيچ سخنی علمی نيست و هيچگاه نمی‌توان به چيزی اطمينان داشت و اميدی برای دستيابی به حقيقت وجود نخواهد داشت.

الف: به همين دليل است که می‌گويم ما با نظريه‌های علمی سروکار داريم نه با حقايق مطلق در مورد جهان. يعنی علوم تجربی با دسته بندی مشاهدات، سعی می‌کنند قواعدی کلی را بدست آورند. اين قواعد کلی گزاره‌هایی هستند که در يک محدوده بدست آمده است و با تجربه می‌توان اين محدوده را افزايش داد و اطمينان بيشتری نسبت به آن بدست آورد. اما تعميم آن گزاره به تمام پديده‌ها، يک فرض است و می‌تواند اصول نظريه را تشکيل دهد. لذا تا زمانی که آن نظريه به تناقض نرسد ويا مشاهده‌ای جديد آن را نقض نکند معتبر خواهد بود.

ب: دانشمندان مختلف از زوايای مختلفی به پديده‌ها می‌نگرند و آن را به شکل‌های مختلفی صورتبندی می‌کنند، مثلاً در نظريه نسبيت انيشتين يا در نظريه فيزيک کوانتومی قواعد فيزيک کلاسيک نقض می‌شود. آيا باز هم فيزيک کلاسيک را معتبر می‌دانيد؟

الف: به مثال خوبی اشاره کرديد. ممکن است در يک موضوع نظريه‌های مختلفی وجود داشته باشد که حتی بعضاً يکديگر را نقض کنند اما تا زمانی که به تناقض درونی نرسند ويا پديده‌ای آنها را نقض نکند، آن نظريه‌ها معتبرند.

ب: منظور شما را از نقض يک نظريه توسط يک پديده جديد را متوجه شدم. مثلاً اگر بگوييم «همه کلاغ‌ها سياهند.» و يک کلاغی پيدا شود که سفيد باشد، آن گزاره نقض می‌شود و آن گزاره ديگر معتبر نيست. اما منظور شما از تناقض درونی چيست؟

الف: يک نظريه ممکن است تناقض درونی داشته باشد. يعنی بتواند که يک گزاره را هم اثبات کند و هم آن را رد کند. در اين حالت می‎گوييم آن نظريه ناسازگار است. مثلاً در هنگامی که نظريه مجموعه‌ها توسط فرگه تدوين می‌شد يک بديهی از موضوع مجموعه‌ها وجود داشت: «هر خاصيت می‌تواند بيانگر يک مجموعه باشد.»

ب: اين گزاره بسيار بديهی است. مثلاً خاصيت سفيد بودن، تمام اشياء سفيد را در يک مجموعه قرار می‌دهد و ما مجموعه‌ای از تمام اشياء سفيد خواهيم داشت.

الف: آری بسياری از رياضيدانان اين گزاره را بديهی می‌دانستند تا اين که برتراند راسل پارادکسی را مطرح کرد. او گفت: بسياری از مجموعه‌ها به خودشان تعلق ندارند. مثلاً مجموعه اعداد اول خودش يک عدد اول نيست. اغلب مجموعه‌هایی که می‌شناسيم همين خاصيت را دارند. لذا اين خاصيت را عادی بودن می‌ناميم.

ب: ممکن است مجموعه‌ای باشد که عادی نباشد. مثلاً اگر مجموعه‌ی اشياء سفيد را در کنار هم بگذاريم، آن مجموعه نيز سفيد ديده خواهد شد.

الف: بله. مجموعه‌ای که عضو خودش باشد را غيرعادی می‌ناميم. اکنون يک خاصيت با تعريفی مشخص در دست داريم: «عادی بودن يک مجموعه». گزاره بالا می‌گويد هر خاصيت يک مجموعه را مشخص می‌کند. نتيجه چيست؟

ب: خاصيت عادی بودن، يک مجموعه‌ از مجموعه‌های غيرعادی را به وجود می‌آوَرَد.

الف: اجازه دهيد اسم اين مجموعه را M بگذاريم. سوال اين است که M عادی است يا غير عادی؟

ب: عادی است.

الف: اگر M عادی باشد پس در مجموعه مجموعه‌های عادی خواهد بود. يعنی M در مجموعه M قرار دارد. به بيان ديگر M به خودش تعلق دارد. طبق تعريف، اين به معنای غير عادی بودن M است و اين يک تناقض است.

ب: می‌خواهيد بگوييد M غيرعادی است؟

الف: اکنون تصور کنيم که M غير عادی باشد. در اين صورت طبق تعريف M به خودش متعلق است. اما شرط قرار گرفتن يک مجموعه در M آن است که عادی باشد. پس M بايد عادی باشد و اين نيز با فرض غير عادی بودن M در تناقض است.

ب: چگونه ممکن است که M نه عادی باشد و نه غير عادی؟!

الف: اين يک پارادکس است و نشان می‌دهد بديهی پذيرفته شده اوليه درست نبوده و دارای ناسازگاری و تناقض درونی است. درست زمانی که فرگه می‌خواست کتابش در زمينه نظريه مجموعه‌ها را به چاپ برساند نامه‌ای از راسل دريافت کرد که شامل اين پارادکس بود و فرگه بنيان کتابش را متزلزل ديد.

ریاضی, کتاب‌های منطق

  • بازدید: 4652

Written by مدیریت سایت ریاضیات ایران on 16 مرداد 1397. Posted in فصل اول: مبانی تفکر ریاضی.

پارادکس «آرايشگر دهکده»

پارادوکس آرایشگر در سایت ریاضیات ایران

ب: بسيار جالب بود. من را به ياد پارادکس «آرايشگر دهکده [1]» انداخت که می گفت: در يک دهکده آرايشگری بود که ادعا می‌کرد، فقط و فقط ريش تمام کسانی را می‌تراشد که خودشان ريش خودشان را نتراشند. سوال اين بود که آيا او ريش خودش را می‌تراشد؟ اگر بتراشد، قاعده خود را نقض کرده و اگر نتراشد بايد در گروه کسانی قرار گيرد که آرايشگر دهکده (خودش) ريش او را می‌تراشد.

اگر درست فهميده باشم منظور شما اين است که جمله آرايشگر نيز دارای تناقض درونی است.

الف: کاملاً درست است.

ب: پارادکس راسل [2] نشان داد که نظريه مجموعه‌ها نادرست و تناقض درونی دارد و بايد آن را دور ريخت. پس چرا رياضيدانان بر اساس نظريه مجموعه‌ها کار می‌کنند؟

ریاضی, کتاب‌های مبانی ریاضی, کتاب‌های منطق, جزوه های مبانی ریاضیات (مبانی ریاضی)

ادامه مطلب …
  • بازدید: 5927

Written by مدیریت سایت ریاضیات ایران on 21 مرداد 1397. Posted in فصل اول: مبانی تفکر ریاضی.

به سوی کمال

به سوی کمال در سایت ریاضیات ایران

ب: آيا ما نمی‌توانيم مفاهيم را بدون واژه‌ها و جملات انتقال دهيم؟

الف: منظور ما از زبان فقط به زبان گفتاری و نوشتاری نيست. تصوير، موسيقی، نمايش و به طور کلی هنرهای تجسمی بيش از کلمات می‌توانند مفاهيم را انتقال دهند. نکته مهم آن است که تمامی ابزارهای انتقال مفاهيم به حواس ما وابسته است. وقتی کتابی را می‌خوانيم ويا فيلمی را مشاهده می‌کنيم، وقتی يک سخنرانی را می‌شنويم يا به يک موسيقی گوش می‌کنيم، وقتی غذایی را می‌چشيم ويا بویی به مشاممان می‌رسد، وقتی روی زمين قدم می‌زنيم و سختی و نرمی آن را حس می‌کنيم، همگی پيام‌هایی را به ذهن ما مخابره می‌کنند و در ما احساس و باور به وجود می‌آورند. ما نيز با اين باورها پيرامونمان را قضاوت می‌کنيم. به بيان ساده‌تر: انسان چيزی جز حواس خود برای ادراک پيرامون خود ندارد.

ب: اين نکته ساده و در عين حال بسيار شگفت انگيز است.

الف: آنچه در ذهن ماست و مجموعه باورهای ما تصويری از واقعيت بيرونی است. از سوی ديگر تفاوت ما با بسياری از اشياء و موجودات ديگر آن است که امکان تفکر و استنتاج در مغز ما طراحی شده است. بر اين اساس بايد بگويم هر انسان يک نظريه است.

ب: اصول اين نظريه کدام است؟

ریاضی, کتاب‌های مبانی ریاضی, جزوه های مبانی ریاضیات (مبانی ریاضی)

ادامه مطلب …
  • بازدید: 3222
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16

صفحه12 از107

© 2026 © 2026 سایت ریاضیات ایران